شب یلدا مبارک !

امروز یه اس ام اس با مزه گرفتم :

بیا ای دوست کمی وارونه گردیم

برای هم بیا دیونه گردیم

شب یلدا شده نزدیک ای دوست

برای هم بیا هندونه گردیم !

یلداتون توپ !!!

خوبی این کوته پیام ها می تونه این باشه که اداب و رسوم رو به نوعی تقویت کنه از این نظر که من تا حالا ندیده یا نشنیده بودم که یلدا رو بهم تبریک بگند ولی امروز از صبح دارم تبریک دریافت می کنم . که این از نظر من زیباست.هر چیزی که بتونه احساس ادمها رو به هم نزدیک کنه قشنگه.

یکی دیگه :

روزتان به سرخی انار

شبتان به شیرینی هندوانه

خنده اتان مانند پسته

و عمرتان به بلندی شب یلدا !

شب یلدا پیشاپیش مبارک

باز هم :

عمرتون صد شب یلدا

دلتون قد یه دریا

توی این شبهای سرما   یادتون همیشه با ما

دل خوش باشه نصیبت  غم بمونه واسه فردا

راستی جوجه ها رو امروز میشمارند ؟!!

Two Azerbaijani-Iranian Memorandums Signed

Two Memorandums have been signed on 20 December 2005 upon accomplishment of negotiations between the Presidents of Azerbaijan Ilham Aliyev and Iran  Mahmud Ahmadinejat in the Nakhchevan Autonomous Republic

The first document is Memorandum On the use of assistance for development has been signed by the heads of Foreign Ministries of Azerbaijan and Iran. The second one Memorandum On cooperation in the energy field

Iranian, Azerbaijani Presidents Open Gas Link.Iran's  president, Mahmoud Ahmadinejad, and his Azerbaijani counterpart Ilham Aliyev met in Nakhchevan where they also discussed bilateral relations

NEW MOBILE OPERATOR TO COME TO AZERBAIJAN NEXT YEAR

A new mobile operator will enter Azerbaijan’s mobile communication.

The Ministry of Communication and Information Technologies said that two companies have appealed to the ministry to render mobile services.

The Ministry of Communication and Information Technologies of Azerbaijan says that the mobile market will revive by the new operators, as these companies will offer new services. Meanwhile, the two operators, currently rendering service to customers in Azerbaijan will to increase the number of offered services.

Additionally, fees for mobile services will fall down. The Ministry of Communication and Information Technologies considers that the raise in number of mobile operators will cause no problems in frequencies. Every operator has its own frequencies and they act within that frequency. Some 1 million and 800 thousand Azeri citizens have mobile telephones. It means that in Azerbaijan 23 out of every 100 persons have mobile phones. Despite the figure is lower than the average world levels, Azerbaijan takes one of the leading places among CIS member countries.

 

امروز تو بلوار

مادر بزرگش از ترس باد و سرما این بچه رو به این روز انداخته بود ! ولی امروز هوا عالی بود.

خرافات و عقاید مربوطه !

تا اونجایی که من دیدم و برخورد کردم اینجا کم نیستند ادمهایی که به شدت خرافاتی اند و به چیزهایی اعتقاد دارند که دود از کله ادم بلند می شه !

مثلا هیچ وقت نمکدون رو دست به دست نمی دهند! یعنی اگه سر میز غذا نمکدون رو ازکسی بخوای طرف ورنمیداره اونو بهت بده بلکه ور میداره میزاره نزدیکتر که تو بتونی خودت ورداری ! چرا ؟ چونکه بیزده الده دا  !!! ( یعنی ما اینجوری هستیم دیگه !!) 

 

یا توی چهارچوب در با هم دست نمی دهند یا خوب نمی دونند اگه کسی دستهاشوروی سینه گره بزنه اصطلاحا .

چندهفته  پیش که رفته بودم برای خودم چایی بریزم  یکی از خانمها ی نظافتچی بی مقدمه از من پرسید شما یه دختر داری؟ گفتم بله گفت چند سالشه ؟ گفتم . گفت اره بخدا قسم !! من دیشب توی خواب تو و اونو دیدم داشتید برا خودتون شال می خریدید سفید رنگ خیلی قشنگ بود تو هم شالو سر کردی خیلی گزل ( زیبا ) شده بودی !. گفتم مرسی... خیره ایشالا ! گفت نه بقیه داره بذار بگم : بعد به من گفتی می خوام برم امامزاده... ( اسمشو گفت یادم نیست ).میشناسیش ؟!! گفتم نه !! از کجا بشناسم ؟!

 گفت تو محله ماست خیلی با کراماته ...

مونده بودم چی بگم یه لبخند احمقانه تحویلش دادم چایی رو ورداشتم برم دوباره گفت : بهتره یه مبلغی بدی من بندازم توی صندوقش نذزی ؟!!! گفتم ولی من نذر نکردم !! بعد یادم اومد که اینجا به صدقه هم میگند نذری !! گفتم باشه.

بهش دادم و فرار کردم !

گذشت تا چند روز پییش اومد توی اتاق وتوی دستش یه چیزی بود. با خودم گفتم دیگه چه خوابی برام دیده ؟!

دیدم حالت صورتش هم یه جوریه انگار یه چیز خیلی مهمی رو می خواد یواشکی بهم بگه . پرسیدم : چیزی شده ؟

گفت من نذر! تو بردم دادم اونها؟! هم در عوض اینو دادند و یه دستمال کاغذی بهم نشون داد بازش کرد یه تکه پارچه اریب بریده شده؛ طوسی رنگ؛ کثیف توش بود ! گفت : گفتند اینو ببر خونه یه جای خشک ! و امن بذار برات خیر میاره ؟!!!

من هم همینجور خشکم زده بود !!

دوباره گفت : این هم چند تا شکلاته ببر خونه خودتو شوهرتو بچه ات با چایی بخورید!!

کارد می زدی خونم در نمی اومد !!

فکر کنم از قیافه ام فهمید و سریع از اتاق رفت بیرون .

هر دو رو پرت کردم تو سطل و پیش خودم فکر کردم : یعنی تا کی ؟ تا کی ما باید اسیر این چیزها باشیم ؟... مخم داشت سوت می کشید... حالا هی میگند افکار مثبت؛ نفس عمیق؛ زندگی زیباست؛ همه خوبند ؛همه نانازند؛ همه رو دوست داشته باشید؛ مثل خورشبد باشید... اخه مگه میشه ؟!!

 

باز هم می نویسم از این اعجازات !!

کاری از توکا نیستانی

انتظار و باز هم انتظار !!